پژوهشكده تحقيقات اسلامى

283

زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)

او همچنين گفت : سوگند به خدا ! قوم من مىدانند كه من نه در جوانى و نه در پيرى اهل مزاح و شوخى نبودم اما اينك شوخى مىكنم چون تا بهشت فاصله‌اى نمانده است . « 1 » حرّ بن يزيد رياحى « حرّ » از شخصيت‌هاى برجسته و از سران كوفه و بزرگ قبيله رياحى محسوب مىشد و به همين جهت از طرف « ابن زياد » به فرماندهى بخشى از سپاه منصوب گرديد . گرچه حرّ فرمانده اوّلين نيروى نظامى بود كه در مقابل امام حسين ( ع ) ايستاد ، ليكن ادب و نزاكت را در سخن گفتن و رفتار با امام ( ع ) حفظ نمود . هنگامى كه امام ( ع ) به حرّ فرمود : « ثَكَلَتْكَ امّك ما تُريد ؟ » مادرت به عزايت بنشيند چه مىخواهى ؟ حرّ چنين جواب داد : اگر غير تو چنين سخنى به من گفته بود پاسخش را مىدادم امّا مادر تو دختر پيامبر ( ص ) است و جز خير و نيكى درباره او نمىتوانم بگويم . « 2 » و هنگام نماز در عين حالى كه امام ( ع ) فرمود تو با اصحاب خودت نماز بگذار و من نيز با اصحابم ، حرّ گفت : « بَل انتَ تُصلّى بِاصحابك وَ نُصلّى بِصَلاتك » « 3 » شما با اصحابت نماز بخوان و ما به نماز تو اقتدا مىكنيم . حرّ تا روز عاشورا نيز بين دنيا و آخرت و اختيار سپاه حسين ( ع ) به جاى يزيد بن معاويه گرفتار بود ؛ امّا در لحظات حسّاس و سرنوشت ساز خودش را از شقاوت ابدى نجات داد و به سعادت ابدى راه يافت . ملحق شدن حرّ به امام حسين ( ع ) با آن شخصيت سياسى و اجتماعى يكى از برجسته‌ترين وقايع انقلاب كربلاست . او با جايگاهى كه در سپاه « ابن زياد » داشت وقتى به امام ( ع ) پيوست ، عدم مشروعيت جنگ با حسين ( ع ) را آشكارتر نمود .

--> ( 1 ) - همان . ( 2 ) - مقتل الحسين ( ع ) ، ابو مخنف ، ص 84 ؛ الارشاد ، ص 426 . ( 3 ) - همان ، مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 231 .